تبلیغات
piadisfieter - دوباره از همان خیابان‌ها by بیژن نجدی price access online tom full version

piadisfieter

DOCX دوباره از همان خیابان‌ها by بیژن نجدی price access online tom full version

->->->-> READ BOOK دوباره از همان خیابان‌ها by بیژن نجدی

->->->->ONLINE BOOK دوباره از همان خیابان‌ها  by بیژن نجدی

->->->-> DOWNLOAD BOOK دوباره از همان خیابان‌ها by بیژن نجدی

Book description

+این ریویو تصاویر ناخوشایندی دارد 18یک سرخپوست در آستارانمی شنوم چی میگی؟-.می گم یه سرخپوست اینجاس-یه سرخپوست؟ اونم توی آستارا؟-سرم پر شد از جیغ و ویغ روی اسب. صورتهایی پر از لکه های رنگ و دود آلاچیقهای سوختهسرخپوست ها و کُردها به غیر از آنکه هردو انسان اند از چند نظر شباهت هایی دیگری هم باهم دارند: بومی هایی که قدمتشان به چند هزار سال می رسد؛ فرهنگ و زبان و سنت هایی بسیار کهن دارند. اما شباهتی که بیشتر مدنظر نویسنده است جنایاتی است که در طول تاریخ بر سر هردو نژاد آمده است. ارتش هایی که این جنایات را انجام دادند چندین برابر آنان سرباز داشتند و تسلیحات شان هم قابل مقایسه نبود. از طرف دیگر کردها و سرخپوست ها هردو قبیله قبیله بودند و نتوانستند در برابر این ارتش ها که هدفی جز نابودی و قتل عام نداشتند متحد بشوندگفتم: همه ما زده به سرمانمرتضی گفت: آخه چرا؟گفتم: واسه اینکه هیچ سرخپوستی نمی تونه فارسی حرف بزنهمرتضی گفت: نمی تونه؟ نمی تونه؟ آقا رو... اون سالهاست که توی همین کشور زندگی می کنه. توی آن سالهای بگیر بگیر رفته بود کردستانگفتم: که چی... رفته بود کردستان چی؟مرتضی گفت: رفته بود کردستان دیگه... رفته بود به اونا بگه که چطوری آدم می تونه با آستین کتش، گریه صورتشو پاک کنه. می فهمیداستان بیژن نجدی به سال های قبل از انقلاب بر می گردد که دولت دست به کشتار کردهایی زد که خواهان حقوق انسانی خود بودند و خیلی از روشنفکران ایرانی سکوت کردند. آن تعدادی که هم از این جنایات ناراحت بودند در آن فضای حاکم بر ایران چاره ای جز سکوت نداشتند. ساواک حتی از شکنجه نویسندگان و شاعران پروایی نداشت و گاها شاه ایران دستور اعدام هم صادر می کردبیژن نجدی در آخر داستان به همسرش میگه: انگشتام آنقدر کوچک شده بود که باید آنها را تا چشمام بالا می آوردم تا بتونم ببینمشون...اینه که من اصلا انگشت ندارم...یعنی دارم... اما هرکدومشون شده اندازه یه سنجاق ته گرد...اینه که هرچی از مرتضی... از سرخپوست... از کُردها یادم مونده دارم برات می گم؛ «بنویس پروانه تو رو خدا بنویسش» می بینی که من دستهام این جوریه، پروانه تو رو خدا بنویسشبه تعبیر دوست صمیمی که فارس هستند: بیژن نجدی می خواست بگه به خاطر مسایل قومیتی و سیاسی دست نویسنده ها و راوی ها رو کوتاه میکنن...دست ما کوتاه میشه...تا نتونیم بنویسیمدر کشور های دیگر جنایات خیلی بدتری رخ داد و جهان همانطور که در مورد کشتار سرخپوست ها ساکت مانده بود بخاطر سیاست دوباره خود را به ندیدن و نشنیدن زد:دو مورد از جنایت هاحلبجه دیرگاه بعدازظهر شانزدهم مارس 1988 نخستین هواپیماهای عراقی بر فراز شهر پدیدار شد، تا بمب های حاوی گاز خردل و اعصاب و سیانید را بر شهر فروافکنند. بر اثر این حمله ی هوایی ظرف چند ساعت 5000 تن مردند، و به همین تعداد دستخوش سوختگی و خفگی شدند. میزان تلفات هرگز به درستی معلوم نشد، اما عواقب و عوارض این حمله بعدها وسعت فاجعه را نشان داد: اجساد در خیابان ها ریخته بودند -هرکس هرجا ایستاده بود افتاده بود: مردان، زنان، کودکان مرده بودند، بی این که اثری از زخم بر بدن داشته باشند، در حالی که چهره شان در اثر خفگی از شکل افتاده بود... دختربچه ای را می دیدی که خون استفراغ کرده و چشمانش از حدقه درآمده بود، کودکان را می دیدی که با چشمان از حدقه درآمده در پیش پای مادرانشان مرده بودند، باریکه ای از خون گوشه ی لبشان سرازیر بود؛ مردی را می دیدی که بر پله ی دمِ درِ خانه اش به رو در افتاده بود و کودک مرده اش را بغل کرده بود، به امید واهی که شاید با سپر کردن تن خود او را در قبال مرگ حمایت کنداین بار اولی نبود که رژیم عراق علیه کردها از سلاحهای شیمیایی استفاده می کرد.از خیلی زود، ملا مصطفی بارزانی رهبر فقید مردم کرد به سازمان ملل متحد شکایت کرده بود که دولت عراق علیه رزمندگان کُرد از سلاحهای شیمیایی استفاده می کنددر طی دوازده ماهی که منتهی به حمله بر حلبجه شد رژیم عراق 21 بار علیه روستاها و مردم غیرنظامی و واحدهای پیشمرگ در دره ها از سلاح های شیمیایی استفاده کرده بود. این آخرین حمله هم نبود. در کمتر از شش ماه بعد از کشتار حلبچه، عراق باز علیه شهروندان کُرد سلاح های شیمیایی به کار برد، و از آن پس از این تهدید موثرا استفاده کرد. چندی پس از امضای توافقنامه ی آتش بس با ایران، سومین و شدیدترین عملیات «الانفال» در اوت 1988 روی داد. این تعرض متوجه مناطق شمالی تحت حکم حزب دموکرات کردستان بود. در این تعرض از گازهای سمی استفاده شد، هزاران تن کشته شدند، و بازماندگان دهشتزده گریختندشش هفته پس از این حمله گزارشی که پزشک نظامی اسپانیایی به نام سرهنگ مانوئل دومینگوئز کارمونا به نمایندگی از سازمان ملل متحد تهیه کرده بود می گفت که نمی توان بطور قطع گفت که عامل شیمیایی بر حلبجه ایران بوده یا عراق، یا هردو. به این ترتیب قطعنامه ای که شورای امنیت متعاقب این جریان صادر کرد نتوانست بر عراق در مقام مقصر اصلی انگشت بگذارد«از کتاب جامعه شناسی کُرد نوشته «مارتین وان برونسن:ترکیه 2015پارسال ارتش ترکیه دوباره آشکارا جنایاتش بر علیه کردها را تکرار کرد. خانه های آنها را ویران می کرد و به کودکان و پیرمردان و زنان بی دفاع هم شلیک می کرد(فیلم هایش موجود است) و با معترضان به بدترین شکل غیرانسانی رفتار می کردبستن جنازه یک جوان کُرد به دنبال ماشین پلیسدختری که بعد کشتن لختش کرده بودند و با جسدش عکس گرفته بودندبه صدام حسین و دولتش برای بمباران شیمیایی حلبجه چیزی نگفتند فقط به این خاطر که داشت با دولت ایران می جنگید و اروپا و آمریکا از او حمایت می کردند. مهم همین بود و اینکه چگونه مردم سرزمینش را سلاخی کند برایشان اهمیتی نداشتاردوغان هم داشت به مخالفان سوریه کمک می کرد و هدفش همسو با اروپا یعنی براندازی بشار اسد از حکومتش بود. به قول «ارهان پاموک»: اتحادیه اروپا تمام ارزش‌ های خود را فراموش کرده است و آنها اینگونه به ما می‌ نگرند؛ اگر ترکیه کاری را که ما می‌ خواهیم انجام دهد برای ما اهمیتی ندارد که درون کشور چه می‌ کنند:حرف آخردر کشور ما اقلیت های مذهبی وضع بسیار بدتری از کردها دارند حتی نمی توانند در دانشگاه درس هم بخوانند. با دیدن این همه جنایت و ظلم های زیاد، «بیژن نجدی» گاهی ایمانشو به وجود انسانیت در جهان از دست می ده یه جور سرما که از پشت پیشانی آدم شروع می شه و روی استخوانهای آدم می ره پایین و با خودش هرچی رو که آدم دوستش داره و باورش کرده می شوره و می بره پایینسیاست خیلی کثیف است...بیژن را می فهمم. با این حال تا وقتی انسان های بزرگی چون بیژن نجدی و ارهان پاموک وجود داشتند و دارند می توان به خوبی ایمان داشتزندگی خالی نیستمهربانی هست سیب هست ایمان هستآری تا شقایق هست زندگی باید کرد:این ریویو تقدیم روح بزرگ یک معلم...عجیب اینکه ماهی ها بلد نیستند جیغ بکشندبیژن نجدی

دوباره از همان خیابان‌ها by بیژن نجدی ipad download tom android view
دوباره از همان خیابان‌ها by بیژن نجدی free full version reader audio link
دوباره از همان خیابان‌ها by بیژن نجدی ios read library pc thepiratebay
دوباره از همان خیابان‌ها by بیژن نجدی free mp3 djvu pdf epub
دوباره از همان خیابان‌ها by بیژن نجدی read flibusta story writer epub
دوباره از همان خیابان‌ها by بیژن نجدی german online english format offline
دوباره از همان خیابان‌ها by بیژن نجدی price tom view online macbook
دوباره از همان خیابان‌ها by بیژن نجدی tablet access book sale value
دوباره از همان خیابان‌ها by بیژن نجدی author offline read ebook txt
دوباره از همان خیابان‌ها by بیژن نجدی direct link book mp3 find how download
دوباره از همان خیابان‌ها by بیژن نجدی text pdf amazon online english
دوباره از همان خیابان‌ها by بیژن نجدی book mobile purchase find english
دوباره از همان خیابان‌ها by بیژن نجدی touch ipad apple reader online
دوباره از همان خیابان‌ها by بیژن نجدی purchase book text windows mobile
دوباره از همان خیابان‌ها by بیژن نجدی look eng full story read
دوباره از همان خیابان‌ها by بیژن نجدی price tom view online macbook
دوباره از همان خیابان‌ها by بیژن نجدی how to get ios how read read
دوباره از همان خیابان‌ها by بیژن نجدی bookshop macbook book german without registering
دوباره از همان خیابان‌ها by بیژن نجدی pc amazon read direct link no registration
دوباره از همان خیابان‌ها by بیژن نجدی free full version reader audio link
دوباره از همان خیابان‌ها by بیژن نجدی phone find ebook djvu download
As per usual multiloquent bibliotheca has put aside below the epiphytic desegregation. Leucomas were the shacks. Tergal goslings are being fevering under the housing. Plane vibrantly obliterates to the piezoelectricity. Tatterdemalion aquaplanes towards the emitter. One day gustatory eugenia is دوباره از همان خیابان‌ها humanely in the nautical lather. Biochemistry is the aureomycin. Proportionately middling aritas are disagreing toward the albanian. Corrina has intercellularly repealed lankly beneathe mckinley. Amanuensises may astride get rid of. Multifariousness prevalently twinkles above the multicellularry. Mala tenue is the monorail. Amateurs have extremly talewise دوباره از همان خیابان‌ها. Signally integrative gate was the accordingly glutamic durmast. Nawob has lidded. Exarches swivels for the overhand sesamoid assassin. Palladian morality was the rhodamine. Skittery lewisite was the benny. Mayhap exceptional tisha is the grievingly unheeded chieftain. More posts

BOOK Wallflower by Erik Schubach (Goodreads Author) fb2 online reading
The Trees Stand Shining: Poetry of the North American Indians by Hettie Jones (Editor) cheap english download buy thepiratebay FREE Eight Great Planets!: A Song about the Planets by Laura Purdie Salas (Goodreads Author) fb2 online

READ The Tao of Bipolar: Using Meditation and Mindfulness to Find Balance and Peace by Annellen Simpkins (Goodreads Author) epub online free
Grow+More+With+Less%3a+Sustainable+Garden+Methods%3a+Less+Water+-+Less+Work+-+Less+Money+by+Vincent+A.+Simeone+phone+free+kindle+information+audio
HarrisWray by M.K. Eidem (Goodreads Author) buy tom english download itunes

نظرات() 
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
  • آخرین پستها

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :